Human Hostility towards Farm Animals

prepared by Prof. Goudarz Sadeghi-Hashjin


مقدمه

امروزه حمایت از حیوانات شعار بسیاري از جوامع مدرن است. فیلمهاي کوتاهی در فضاي مجازي از ظلم و ستم بعضی از افراد سودجو و بیمار در حق حیوانات اهلی و وحشی به نمایش گذاشته میشود که دل هر آدم منصفی را به درد می آورد. در بسیاري از کشورها قوانین مدونی در راستاي حمایت از حقوق حیوانات تدوین و به مرحله اجرا گذاشته شده است و براي کسانی که آنها را زیر پا میگذارند مجازاتهاي سختی در نظر گرفته شده است.

تقریباً دوسوم حیوانات مزرعه هر ساله در سراسر دنیا تحت پوشش مراکز پرورش صنعتی هستند – که تقریباً 50 میلیارد حیوان را شامل میگردد. با این وجود، واقعیت این است که ظلم و ستم عمومی بشر در حق حیوانات مزرعه به خصوص نشخوارکنندگان به خاطر منافع مشترك بسیاري از انسانها اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی به فراموشی سپرده شده و کمتر در معرض بحث قرار میگیرد. در این نوشتار کوتاه بر آنم که بخشی از مظالم انسان در این مورد را بیان کنم.

دامپروري صنعتی از حیوانات بهره برداري میکند، آنها را در شرایط به هم فشرده نگهداشته، در تلاش براي افزایش بهره وري از آنها سو استفاده میکند. اتحادیه اروپا حیوانات مزرعه را به عنوان موجوداتی حساس تشخیص میدهد. با وجود این، ده ها میلیارد حیوان در مراکز دامپروري صنعتی زندگی کوتاه و بدبختی را تحمل میکنند و اولویت تجار دام بیش از هر چیز دیگري سود مادي است ولاغیر. با حیوانات فقط به عنوان کالایی برخورد می شود که با فضاي کمی ، نور طبیعی یا محرك شلوغ می شود.

ون » : در سال 2011 میلادي اعلام کرد که (RSPCA) انجمن سلطنتی پیشگیري از ظلم به حیوانات .« به تنهایی همیشه قوي یا گویا نیست تا اطمینان حاصل شود که [حیوانات مزرعه] کیفیت زندگی خوبی دارند واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مردم عادي در دنیا هم به حقوق این حیوانات بی توجه هستند شاید به این دلیل که نفعی در بهره کشی از آنها دارند.

دامپروري صنعتی با حیوانات بدرفتاري میکند. با اقدام علیه دامپروري صنعتی، ما فقط یک انقلاب غذایی و کشاورزي ایجاد نمی کنیم. مهمتر از آن ما به جلوگیري از روشی غیرانسانی براي تولید غذا که منجر به بدرفتاري بی رحمانه با میلیاردها حیوان می شود کمک میکنیم.


تحمیل رشد سریع و غیرعادي به حیوانات

متاسفانه حیوانات با رشد سریع و پرمحصول توسط پرورش انتخابی و خوراك غلیظ تشویق میشوند. این موضوع حیوانات را در معرض خطر مشکلاتی مانند لنگش ، شکستگی استخوان ها و از کار افتادن اندام قرار می دهد.

سیستم هاي دامپروري صنعتی به حیواناتی با رشد سریع یا پربازده احتیاج دارند. آنها از طریق پرورش انتخابی و استفاده از خوراك غلیظ به این مهم دست مییابند. این حیوانات را در معرض خطر ابتلا به مشکلات فیزیولوژیکی اغلب دردناك قرار میدهد. لنگش ، ضعف یا شکستگی استخوانها، عفونتها و نارسایی اعضاي بدن از مشکلات بهداشتی مشترك براي حیوانات در صنعت دامپروري است. آنتی بیوتیکها یا سایر درمانهاي تقویت کننده رشد در برخی کشورها براي تشویق بازده بیشتر استفاده می شود.

مرغ هاي گوشتی در مرغداریهاي صنعتی آنقدر سریع رشد میکنند که 25 ٪ از شدت درد رنج میبرند. استفاده از آنتی بیوتیک براي تقویت رشد حیوانات مزرعه در اتحادیه اروپا غیرقانونی است اما در تعدادي از کشورها قانونی است. اعتقاد بر این است که در ایالات متحده حدود 80 ٪ از کل آنتی بیوتیک ها براي حیوانات مزرعه استفاده میشود.


جنایات برنامه ریزي شده انسان بر علیه حیوانات مزرعه

در این که انسان موجود گوشتخوار، گیاهخوار یا همه چیز خواري است بحث هاي فراوانی وجود دارد و من در این مورد صاحبنظر نیستم و قصد ورود به آن را هم ندارم. با فرض این که گوشت و محصولات حیوانی بخشی از تغذیه طبیعی انسان است، از گوشتخواري انسان دفاع میشود و گفته میشود همانگونه که براي گربه سانان شکار حیوانات دیگر جنایت محسوب نمیشود بلکه امري ضروري است، براي انسان هم ذبح حیوانات اهلی و طبخ گوشت آنها براي تغذیه بلااشکال است. بنا را بر این بگذاریم که این عقیده درست است و ببینیم تفاوت انسان با حیوانات گوشتخوار در برخورد با این پدیده در چیست.

در طبیعت حیوانات زندگی طبیعی خود را دارند و از زیباییهاي آن برخوردار هستند و به صورت فردي، خانوادگی یا جمعی (متناسب با فیزیولوژي خودشان) فعالیت میکنند. آنها تشکیل خانواده میدهند، فرزند به دنیا می آورند، در طبیعت میگردند و چرا میکنند، لانه سازي میکنند، از آب و هواي پاك و طبیعت بکر لذت میبرند، کوچ میکنند، مبارزه میکنند، عمر طبیعی میکنند یا با بیماري و شکار شدن توسط حیوانات دیگر بساط عمرشان برچیده میشود.

حیوانات گوشتخوار متناسب با جثه و توانایی خود هر از گاهی به گله حیوانات دیگر حمله میکنند و یک یا تعدادي از آنان را شکار و تناول میکنند. در میان یک گروه بزرگ از حیوانات، بخت بعضی از آنها نیز همین است که در لحظه اي شکار شوند و دین خود را به بقاي نسل سایر حیوانات ادا کنند. آنها معمولا حیواناتی هستند ضعیفتر، مسنتر، بیمارتر یا غافلتر از دیگران که در انتهاي صفی از حیوانات در حال فرار به دام می افتند و کشته میشوند. اگر چه این سرانجام نازیبا براي آنان خوشایند نیست، ولی روندي نیست که در طول زندگی براي آنان همه روزه اتفاق افتاده باشد. حیوانات عمري را در لذت به سر برده اند و در دقایقی دردناك هم که در مقایسه با طول عمر آنان زمانی بسیار کوتاه است بساطشان از زمین برچیده میشود.

آنچه که انسان را از دیگر حیوانات در این مورد متمایز میکند، جنایت برنامه ریزي شده بر علیه سایر حیوانات و محروم کردن آنان از زندگی طبیعی و لذتهاي آن است. آنها حیوانات را پرورش میدهند نه به قصد کمک به آنها بلکه آنها را در وضعیتی که دلخواه و دلچسب آنان نیست تحت شکنجه هاي روحی و جسمی و بر خلاف طبیعت و ذات آنها نگهداري میکنند تا از گوشت و پوست و استخوان و شیر و سایر فراورده هایشان استفاده کنند. شرایط نگهداري حیوانات چیزي نیست که آنان در تعیین آن مشارکتی داشته باشند یا نظري از آنها پرسیده شده باشد. اگر چه حیوانات زبانی براي گفتن ندارند ولی انسان خود میفهمد که چه زندگی و چگونه شرایطی براي آنان دلخواه و مطلوب است.


عقیم سازي حیوانات

آیا حیوانات از بابت عقیم سازي آنها راضی هستند؟ پاسخ قطعا منفی است. زاد و ولد و جفتگیري بخشی از نیاز طبیعی حیوانات است. انسان ها حیوانات اهلی را عقیم میکنند تا از فعالیتهاي آنها بکاهند و آنها را به اجبار به خوردن و خوابیدن وادارند و در کوتاه مدت بدون این که تجربه زندگی طبیعی را به آنها بدهند با بدنی فربه و عضلانی به کشتارگاه بفرستند. این عمل یکی از مهمترین جنایات بشر بر علیه حیوانات است.


جداسازي حیوانات از یکدیگر

در روند پرورش صنعتی حیوانات اهلی، آنها از هم جدا نگه داشته میشوند. مادرها از فرزندان، نرها از ماده ها، گوسفندان از گاوها و... آیا این اقدام با طبیعت زندگی اجتماعی حیوانات همخوانی دارد؟ براي صیانت از رفتار اجتماعی طبیعی، با حیوانات باید به نحوي برخورد کرد که اگر خود تصمیم میگرفتند آن روش را انتخاب میکردند. رفتار اجتماعی و لذت بردن از زندگی، مبارزه، رقابت، حل مشکل و... در صورتی مقدور است که بزرگسالان با حیوانات جوانتر و نیز حیوانات نر با ماده نگهداري شوند. تصور کنید در مورد انسان کودکان را از همان روزهاي اول از دیگران جدا و در یک محیط ایزوله با همدیگر نگهداري کنند. بر این کودکان چه خواهد رفت؟

براي صرفه جویی در فضا، حیوانات پرورشی صنعتی جایگاههاي لخت، جعبه ها یا قفس ها جمع میشوند و از رفتارهاي طبیعی مانند لانه سازي یا جستجوي غذا جلوگیري میکنند. این امر اغلب باعث خستگی حیوانات از طریق بی حوصلگی ، ناامیدي و استرس به یکدیگر میشود. مرغ تخمگذار در یک قفس مخصوص تمام زندگی براي هر حیوان تبدیل میکند. حیوانات معمولاً از سر بی A خود را به یک فضاي کوچک تر از یک ورق کاغذ 4 حوصلگی و استرس به یکدیگر آسیب می رسانند. براي کاهش آسیبها، دندان ها قطع میشوند، دم ها متصل میشوند و منقارها کوتاه میشوند - همه اینها معمولاً بدون تسکین درد انجام میشوند. براي کاهش این آسیبها، ختنه به امري عادي تبدیل شده است. دندان هاي حیوانات بریده میشوند ، دم آنها متصل میشود و منقارها تراش داده میشود - همه آنها معمولاً بدون تسکین درد انجام می شوند.


تعرض به غذاي طبیعی نوزادان

در بسیاري از روشهاي دامداري مدرن، نوزادان بلافاصله پس از تولد از مادران جدا میشوند و از دسترسی به تمام یا بخشی از نیاز خود به شیر مادر محروم میشوند. آنها به جاي این که شیر را از پستان مادر بمکند، به مقدار نیازي که انسان تشخیص میدهد (و نه خود آنان) از مخلوط شیر همه گاوها همراه با شیر خشک و... تغذیه میشوند. لذت همراهی مادر و فرزند از آنان گرفته میشود و شیرخواري نه به منزله بخشی از روند تکاملی بلکه به عنوان دوره اي که باید ویتامینها و مواد مغذي مورد نیاز براي بقا به هر صورت ممکن تامین شود تلقی میگردد.


نگهداري حیوانات در قفس

یکی از بزرگترین جنایات بشر بر علیه حیوانات است. نگهداري در قفس هاي انفرادي یا گروهی در مورد نشخوارکنندگان، خوك، طیور و... به صورت صنعتی موجب تحمیل یک زندگی دردناك و اسفبار براي حیوانات میشود. آنان از نور خورشید و گردش در طبیعت و فعالیتهاي روزانه خود منع میشوند و مانند محکومین زندانهاي استالین مجبورند تا زمانی که به مسلخ فرستاده میشوند در هر دقیقه از عمر خود مرگ تدریجی را تجربه کنند. این زندگی نیست، بدبختی و فلاکت است! اگر این حیوانات زبان بسته درك بالاتري داشتند و ابزاري، قطعا خودکشی میکردند ولی چاره اي ندارند که در شرایط تحمیلی زندان غذایی بخورند تا زنده بمانند.

در سال 2011 این شعار را به هواداران خود (HSUS) ایالات متحده (humane) انجمن رفتار انسانی اعلام کرد: ما حیوانات خانگی خود را مجبور به زندگی در قفسهاي تنگ و ناقص براي کل زندگی آنها نخواهیم کرد و ما نباید تحمل کنیم که حیوانات مزرعه چنین رنج و سختی را تحمل کنند.


ایجاد نقص ظاهري در حیوانات

انسان به بهانه جلوگیري از تحمیل آسیب هاي احتمالی حیوانات به یکدیگر تغییراتی را در بدن آنها ایجاد میکند که در عمل منجر به از دست رفتن کارایی درست آنها میشود. یکی از رایجترین تغییرات، نوك چینی در طیور است که به منظور جلوگیري از کانیبالیسم انجام میشود. کانیبالیسم ناشی از هیجان و عصبی شدن حیوانات در محیطهاي متراکم است و چاره آن رعایت استاندارهاي طبیعی براي زندگی حیوانات است. چون تامین فضاي کافی براي زندگی حیوان از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نیست، چنین اقدام ضد اخلاقی در حق حیوانات روا داشته میشود یعنی به جاي رفع علت، اسباب تخلیه روانی حیوان از بین برده میشود. سازمان امنیت غذایی اروپا گزارش داده است که بیش از 90 ٪ از خوك هاي اروپا دم بریده هستند و انجام این کار به طور منظم غیرقانونی است.


تلقیح مصنوعی

تلقیح مصنوعی تحمیل ظالمانه یک جفت ناشناس به حیوان است و در عین حال گرفتن فرصت تجربه یک جفتگیري که جزئی از یک زندگی طبیعی براي حیوان محسوب میشود. در جریان این اقدام، هدف داشتن نوزادانی درشت تر و اصلاح نژاد شده است لیکن ممکن است به توانایی حیوان براي داشتن یک نوزاد متناسب با خود تعرض شود.


محروم کردن حیوانات از طبیعت

حیوانات مانند انسان نیاز به گشت و گذار در طبیعت، برخورداري از آب و هواي سالم، نور خورشید و تجربه گرما و سرما، تغییرات فصلی و شرایط مختلف شبانه روز را دارند. در غیر این صورت، ریتم سیرکادین آنها به هم خورده، به موجوداتی خمود و بی حوصله تبدیل خواهند شد. نگهداري حیوانات در فضاهاي بسته و به دور از طبیعت و نور طبیعی یکی از امور تحمیل شده از سوي بشر بر حیوانات است.